سازوکار عصبی نشخوار فکری و اتصال قشر پیشپیشانی میانی پشتی
فردین ازهری10 بازدیدسلامت

نشخوار فکری یکی از پایدارترین پیشبینیکنندههای اختلال افسردگی اساسی و اختلالات اضطرابی است.
نشخوار فکری (Rumination)—فرآیندی که طی آن فرد به طور مداوم و وسواسگونه به افکار منفی، شکستها یا عوامل استرسزا فکر میکند—یکی از پایدارترین پیشبینیکنندههای اختلال افسردگی اساسی و اختلالات اضطرابی است. در یک مطالعه عصبی-شناختی متمرکز، پژوهشگران نقش شبکه حالت پیشفرض مغز (Default Mode Network - DMN) و به طور خاص اتصال قشر پیشپیشانی میانی پشتی (dmPFC) را در پایدار ماندن این حالت شناختی بررسی کردند.
با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) حین استراحت و در حین تکالیف القاکننده نشخوار فکری، محققان نشان دادند که افراد با گرایش بالا به نشخوار فکری دچار یک نقص در انعطافپذیری اتصالات شبکهای مغز هستند. در این افراد، اتصال کارکردی میان dmPFC و مناطق حسی-حرکتی و نواحی شناختی خلفی قطع نمیشود.
این ناتوانی مغز در جدا کردن شبکه خودارجاعی (Self-referential network) از جریان پردازشهای شناختی خارجی، باعث میشود فرد نتواند تمرکز خود را از خودگوییهای سرزنشگرانه جدا کند. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی و تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS) هدفمند روی dmPFC میتوانند با تضعیف این پیوند بیشفعال، به مهار نشخوار فکری کمک کنند.

